جستجو

تبلیغات



حالا در اوج

    حال مرا پرسید با خنده ای ناگاه

    انگار عشق آمد با شور و بسم الله

    می گفت از هستی از گرمی احساس

    با ظاهری محکم در باطنی دلخواه

    مهمان او بودم هرجا که پیش آمد

    مهمان من می شد بی نوبت و گه گاه

    افتاده بودم حیف درچاله تردید

    از چاله بیرونم افتاده ام در چاه

    یاراه پر اطوار یا طرز رفتارم

    با من چه کردی  عشق ؟ای عاقل خودخواه

    حالا در اوج عشق هردو در ین فکریم

    دیدارها کوتاه ناچار و با اکراه

    حال مرا پرسید در آخرین دیدار

    با موجی از تردید می گفت ای همراه

    ما تازه فهمیدیم کوچک تر از عشقیم

    اصلا کجا داریم یک عاشق گمراه!؟


    این مطلب تا کنون 11 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ یکشنبه 17 بهمن 1395
    منبع
    برچسب ها : ,
    حالا در اوج

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز یکشنبه 6 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر